روزنامه-رسانه-خبر اس ام اس
چشم می چرخونم به دور و برم!!همه چی داره برق می زنه.مخصوصا سرامیکایی که وقتی بار اول روشون پا گذاشتم پر از گرد و خاک بودن!اما الان برق می زنن از بس افتادم به جونشون!
همه چیز بوی آب و تمیزی می ده!!!بلاخره خونه مرتب شد!همه انشعابات و آخر سر پکیج هم وصل شد و خیال منم راحت شد!!
هنوز نت ندارم.اما دلم حسابی حسابی برا اینجا تنگ شده بود!باز منم و لب تاپ و سرعت لاک پشتی نت همراه اول!!!چه می شه کرد.از هیچی که بهتره!
حالم یه جورایی گرفته است!هی با خودم کلنجار می رم.هی خودمو راضی می کنم!هی بی توجهی می کنم.اما یه جاهایی باز کم میارم.وقتی یاد آوری یه چیز برام غیر ممکن می شه!وقتی دیدم خیلی تار می شه.وقتی یه صدایی تو سرم می پیچه......دوباره یادم میاد تو سرم یه مهمون ناخوانده هست که هنوز جا خشک کرده...
امروز صبح یه کار بانکی داشتم.موقع برگشت وقتی رسیدم سر خیابون که تا خونه فقط 500 متر فاصله داشتم یهو انگار همه چیز تو ذهنم پاک شد!اصلا نمی دونستم من کجام؟دارم کجا می رم؟؟باید کدوم طرفی برم؟؟کم مونده بود وسط خیابون بزنم زیر گریه!!!داشتم دق می کردم!!!رو جدول کنار خیابون درست روبروی خونه نشستم.چشمامو بستم تا یه کم آروم بشم!!!
چشامو که باز کردم دیدم درست روبروی خونم!!!از اون موقع دلم گرفته.چی می خواد بشه نمی دونم!خیلی دلم می خواست با یکی حرف بزنم اما مثل همیشه منم و این سکوت و تنهایی!
دیگه دوست ندارم همسری این جور چیزارو بفهمه!!دوست ندارم براش تعریف کنم!!!دلم داشت می ترکید تو تنهایی خودم.اومدم تا برای شماها بنویسم!!!!!برام دعا کنید!
شرمنده که کامنتها بی جواب تایید شد!دیگه می دونید که سرعت پایینه و کاریش نمی شه کرد!
ممنون و سپاسگزار از تک تک شما دوستای مهربون و گلم که در نبودم به یادم بودین.همتونو دوست دارم.خیلی زود باز میام!
برچسب:
نویسنده: imi