روزنامه-رسانه-خبر اس ام اس
گاهی دلم به قدری تنگ مهربانی می شود که آغوشی بزرگ هم جایی برای من ندارد......
گاهی چشمهایم چنان هوس باریدن می کند که هیچ دستی قادر به پاک کردن اشکهایش نیست....
گاهی آنقدر کودک درونم سر خورده می شود که دلش بهانه گیری می خواهد.....
گاهی دستهایم محتاج گرمی دستی می شود که هیچ وقت رهایش نکند....
گاهی پاهایم از فرط خستگی ایستادن می خواهد در استراحت گاه عشق.....
گاهی دلم شانه ای می خواهد برای لَختی سر نهادن بر آن....
من ،من،من......من سرشار از رویاهای دست نیافتنی باز چشم انتظارم....
سلام به دوستای خوب و مهربون و گلم.خوبید؟؟؟؟؟من خوبم.بهتون که گفتم دوره جدید درمان شروع کردم!!!رفتم طب سوزنی و در کمال ناباوری تو دوره اول جواب گرفتم!!یعنی دوره اول درمان خوب پیش رفت!!!دکتر گفت اگه اینجوری پیش بری بعید نیست تا چند ماه آینده حتی مامان بشی!!!!
و من باز امیدوارم!!!دلم می خواد که امیدوار بشم!خونه جدید هم خوبه!اسباب کشی کردیم.اما هنوز نچیدم وسایلو.فعلا خونه مامان هستم. با سرعت لاک پشتی سیم کارتم اومدم نت!
حین اسباب کشی حالم حسابی بد بود.اما خدا به دادم رسید.عمه های گلم از شهرستان اومدن و به دادم رسیدن.فداشون بشم اصلا نذاشتن دست به سیاه و سفید بزنم.البته قابل ذکره که از خونواده همسری همچنان خبری نیست .منتظرن اسباب کشی تموم بشه تا دوباره پیداشون بشه!!
آخر هفته عروسی خواهرزاده همسری هستش!!!اما در کمال پررویی تازه به ما خبر دادن!همسری هم حسابی عصبی شد و زنگ زد به خواهرش که ناسلامتی من دایی هستم و این همه راهمون دوره!حالا می ذاشتین یک روز مونده خبر می دادین!!!زود بود!!
خلاصه که دوباره باید بیفتم دنبال پیدا کردن لباس و اونم تو این اوضاع بهم ریخته خونه!این عروسی هم شد دردسر بزرگ!!!
ممنون از همتون که بهم سر می زنید و فراموشم نکردین!دعا کنید زود سر و سامون بگیریم و منم راحت بشم!!بازم تونستم
میام می نویسم!!
برچسب:
نویسنده: imi