خرید بک لینک

چهار روز که پامو تو نت نذاشتم!!!اصلا این طرفا نیومدم!اما انگار 4روز نه 4 ساله که ازتون دور شدم!!

فکرشم نمی کردم اینقدر به اینجا وابسته باشم!فکر نمی کردم برای اینجا بی طاقت بشم!شما ها رو ندیدم اما از دیده هام برام عزیزتر شدین!!دلم برا یه درد دل حسابی تنگ شده باهاتون!!

دیشب حالم داغون بود!با هر مصیبتی بود با گوشی رفتم وبم!!!کامنتهایی که برام گذاشته بودین حالمو دگرگون کرد!!!حرفای قشنگتون!دلتنگیاتون!!یه چیزی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟شما منو اسیر اینجا کردین!اسیر محبت و مهربونی هاتون!

تصمیم داشتم برم.دیگه ننویسم.احساس می کردم اونقدر از دردها و مشکلاتم می نویسم که شاید شما رو هم خسته کردم.ته دلم شادی و شوری نبود که بخوام بنویسم.تا دست به نوشتن می بردم همش دلتنگی ها و غصه ها بود که جاری می شدن!!

اما با اون چیزایی که برام نوشتین خجالت کشیدم از خودمو تصمیمم.من شما ها رو دارم که کنارم هستین!همراهم هستین!پس به خاطر مهربونی هاتون قول می دم که دیگه حرفی از رفتن نزنم!

یه دوره جدید درمان شروع کردم.برام دعا کنید که اینبار جواب بده!!!

اوضاع زندگی هم مثل همیشه!فقط احسان انگار یه حال عجیبی داره!پریشب کلی برام حرف زد!دلش سابی بچه می خواد.دلش بد جور بابا شدن می خواد!ازم خواست تنهاش نذارم.چون به جز من کسی رو نداره!احساساتم دگرگونه...

هنوز هم نت ندارم!سرعت اینم خیلی پایینه.ببخشید سر فرصت کامنتها رو جواب می دم!و به محض اینکه نت تو خونه جدید وصل شد میام پیشتون!!!!!!دوباره میام و دوباره می نویسم!!همتونو خیلی خیلی خیلی زیاد دوست دارم.منتظرم باشین!!!

برچسب: نویسنده: imi تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1392 ساعت: 20:27

صفحه بندی