خرید بک لینک

 

عده ای اعتراض کردند و عده ای هم بی تفاوت بعد اینکه فهمیدند درها بسته است بهاتاقهایشان برگشتند . از طرفی تا حدودی به کاظم حق میدادم که قادر نباشد بالاخرهبا یک قاچاقچی عمده برای رَد کردن ما به توافق برسد چون کسی اصلا او را جدی نمیگرفت و چون سابقه ی چندانی در این کار نداشت کسی به او اعتماد نمیکرد . شاید همعملکرد او در قبل باعث این بی اعتمادی در دیگران شده بود که با او وارد معاملهنشوند . روال معمول این کار به این شکل بود .- میان کاظم و یا هر کدام دیگر ازقاچاقچیان خورده پا و مشتریانشان 1-  بایدمشتریها هزینه ی انتقال خود تا مقصد را یا نقدی به قاچاقچی بپردازند و آنوقت آنقدرمنتظر بمانند تا قاچاقچی بتواند با توافق با قاچاقچی های عمده تر و به هر کدام ازراههایی که قبلا ذکر کردم او را به مقصد برساند 2-  مشتری پول را در یک صرافی در ترکیه یا ایران بخواباند( اصطلاحی که بین قاچاقچیان مرسوم است برای این کار ) . این به این معناست کهنماینده ای از مشتری و نماینده ای از قاچاقچی به صرافی مراجعه کرده و مبلغ موردتوافق را نزد صراف به امانت میگذارند و این پول تل زمانی که مشتری یا نماینده اشخبر تایید رسیدن به مقصد را ندهند و اجازه ی منتقل کردن آن را به صرافی ندهند آنجابه امانت می ماند و در صورت عدم امکان انتقال و خواست مشتری پول با کسر مبلقی برایاین دلالی به مشتری بازگردانده میشود . 3- پول نزد فرد مورد اعتمادی که قاچاقچی همبه او اعتماد دارد گذاشته میشود تا بعد از رسیدن فرد به مقصد به قاچاقچی داده شود. 4 – پول نزد مشتری و همراه او باشد و زمانی که به مقصد رسید نقدا آن را در کشورمقصد پرداخت نماید . لازم به ذکر است که گزینه ی چهارم احمقانه ترین روشی است کهممکن است کسی در این شرایط برگزیند چون با استثناههای اندکی اکثر کسانی که پول نقدهمرا داشته اند در مسیر یا توسط خود قاچاقچی و یا دیگرانی که از وجود پول مطلعبوده اند خفت شده اند یا در موارد بسیاری هم کشته شده اند . مبالغی که در ترکیه یایونان آدمها را به خاطر آن کشته اند 2000 یا 1000 دلار  و یا حتی کمتر بوده که با این حساب پر ریسک ترینروش به نظر میرسد اما متاسفانه باز هم بسیاری هستند که به دلیل نا آگاهی یا سهلانگاری این کار را انجام میدهند و دردسر بزرگی را برای خود ایجاد میکنند . مطلبدیگری که شاید گفتنش در اینجا خالی از لطف نباشد این است که اصولا قیمت پرداختیبرای افراد یک گروه که قصد عزیمت با هم را دارند اصلا یکسان و برابر نیست . به اینمعنا که مثلا در گروه ما که همگی در شرایط یکسان بوده و ظاهرا مقصد ابتداییاکثرمان هم یکسان بود این تفاوت قیمتی که پرداخت میشد بسیار جالب و متفاوت بود .مثلا من به یاد دارم که ما برای این سفر نفری 4500 دلار خوابانده بودیم و در عینحال کسانی در همان گروه بودند که 2000 ذلار و گروهی دیگر تا 7000 یا 8000 دلار همتوافق کرده بودند . توافق برای این مبلق تنها و تنها به انصاف قاچاقچی و میزانچانه زدن و اطلاع مشتری از قیمتهای حدودی گروههای دیگر برای این مسیر دارد .قاچاقچی تا آنجا که میتواند سعی میکند با قیمت بالاتری توافق را ببندد و این طبیعیبه نظر میرسد و برای این که بتواند مشتری را بر سر این توافق مصمم کند بلاشک از هیچدروغ و حیله و نیرنگی دریغ نمیکند که باز هم متاسفانه غالبا مشتریها و خصوصاایرانی ها خیلی زود گول این چرب زبانیها را خورده و مبلغ درخواست شده را تمام وکمال متعهد میشوند .

-میان قاچاقچی خورده پا و قاچاقچیان عمده که عموما وسایل و امکانهای سفر ازقبیل کشتی و قایق و کاکیون و دیگر موارد در اختیار آنان است توافق تقریبا به همینشکل است . مثلا یک قاچاقچی خورده پا اعلام میکند که 20 مسافر دارد و میخواهد توسطقایق آنها را رَد کند و آنها بر سر قیمت قابل پرداخت برای هر مسافر با هم چانه زنیکرده و در نهایت به نتیجه میرسند . اما نحه ی منتقل کردن پول در این سطح عموما براساس اعتماد و اعتباری هست که قاچاقچیان خورده پا نزد قاچاقچیان عمده تر کسب کردهاند . پول همیشه بعد از انتقال مسافران به مقصد پرداخت میشود و این بسیار مهم استکه قاچاقچی خورده پایی که مثلا 20 مسافرش منتقل شده اند آنقدر اعتبار داشته باشدکه بعد از رسیدن مسافران سریعا در مورد پرداخت مبلغ توافقی اقدام کند . روال هم بهاین شکل هست که مثلا امروز یکی از قاچاقچیان عمده اعلام میکند که قصد دارد فردا یکقایق به مقصد اروپا به راه اندازد و با قاچاقچیان ورده پا تماس گرفته و هر کدام ازآنها هر تعداد مسافر که در اختیار داشته باشند به او تحویل میدند . پس در هر مسیرانتقال با قایق یا وسایل دیگر ممکن است مسافران زیادی از گروههای متفاوت حضورداشته باند که در آن مقطع زمانی به گروه قاچاقچی عمده تحویل داده شده اند . زمان ومحل حرکت هیچ وقت اعلام نمیشود و مسافران معمولا 2 یا 3 روز قبل از حرکت بهقاچاقچی عمده تحویل داده میشوند .

در این میان تا آنجا که من توانسته بودم بفهمم هیچکدام از قاچاقچیان عمده به هر دلیلی به کاظم اعتماد لازم و کافی را نداشتند و بااو وارد معامله نمیشدند و این دلیلی بود که او نمیتوانست در نهایت به خواستمسافران که منتقل کردنشان در اسرع وقت بود پاسخ بدهد .

 من هم مثل بقیه به اتاقبرگشتم . خاله و همسر ذبیح گریه میکردند . تحمل فضای آن امارت در آن شرایط و آن همحالا در کل طول روز اصلا قابل تحمل و امکان پذیر نبود . 

برچسب: نویسنده: imi تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1392 ساعت: 20:26

صفحه بندی