روزنامه-رسانه-خبر اس ام اس
سلام. دیشب عروسی خواهرم بود. استاد محبتِ بی منت! وقتی حوالی ساعت 2 نیمه شب کاروان خانواده ی داماد اومدن که عروسشون رو برای همیشه از خونه ی ما ببرن غم مرموزی رو دلم سنگینی می کرد. خواهرم دست پدرم رو بوسید و خداحافظی کرد. اصلا نتونستم بفهمم که پدرم چطور خودشو کنترل کرد..
برچسب:
نویسنده: imi