خرید بک لینک

جبهه پایداری! به کجا چنین شتابان؟!!

علیولی پور، روزنامه نگار: نماد مهم دموکراسی در همهکشورها انتخابات است و مردم با انتخاب افراد اصلح، آنان را در راس قوه های اجراییو قانونگذاری کشور قرار می دهند. و همچنین قانون مداری و پایبندی رقبا به قانوناساسی و به دنبال آن هواداران و طرفداران نامزدهای رقیب و تمکین و قبول نتیجهانتخاب، نشان از بلوغ و پختگی جامعه و آگاهی سیاسی-اجتماعی آن دارد، کشور ما همسمبول دموکراسی را با حضور 75درصدی مردم برای بار یازدهم مردمسالاری و دموکراتیکبودن نظام جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان اثبات کرد ولی در این میان هموارهعده ای فرصت طلب و افراطی داخلی با ایجاد فضای متشنج و تنش قصد برهم زدن این فضایسالم را دارند! چرا که هنوز از ((رحم تفکرات جهان سومی)) بیرون نیامده اند.

مردمکشورمان با انتخاب دکتر حسن روحانی به ریاست جمهوری سرنوشت چهار سال بعدی خودشانرا رقم زدند. به چرایی های پیروزی دکتر روحانی هم از بین شش کاندیدای دیگر بارها وبارها در روزنامه های مختلف کشور به خصوص روزنامه های اصلاح طلب، هر چند که خواندنو نوشتن آن برای اصولگرایان تندرو خوشایند نبود اما در قالب تحلیل و تفسیرهایمختلف چاپ و منتشر شد. ولی باز به علل پیروزی اشاره ای کوتاه و از آن عبور می کنمو می روم سر اصل مطلب.

دکترروحانی خودشان هم نیک می دانند که بدون حمایت های آیت الله هاشمی و سید محمد خاتمیو کنار کشیدن دکتر عارف به نفع دکتر روحانی  پیروزی برایشان محال بود، چرا که آمارهای مهمخصوصا آمارهای وزارت اطلاعات و جامعه آماری سنجش گران افکار بعمل آمده در سطحجامعه، گویای اختلاف بسیار اندک آرا میان دکتر قالیباف و ایشان بود. روزهای پایانیانتخابات، از دکتر روحانی حمایت ها پشت حمایت ها ادامه داشت و نهایتا یک روز ماندهبه انتخابات تمامی آمارهای سازمان های مختلف آمارهای قبلی را به هم زد، البته یکنکته مهم دیگری برای پیروزی ایشان می تواند وجود یک عنصر  مخرب با مغناطیس ناهمسنگ و دافعه بالا باشد؛ مثلسعید جلیلی نامزد جبهه پایداری از نحله های فکری "آیت الله مصباح یزدی".این عوامل دست به دست هم می دهند و آن شور و هیجان را دوان دوان به کارزارانتخاباتی برمی گرداندند که کلید درهای پیروزی را یکی پس از دیگری به سوی فتحالفتوح شیخ امید باز می کردند. در غیر اینصورت شوروحال انتخاباتی رویایی بیش متصورنمی شد.

روزرهایاول خبر پیروزی بزرگ شیخ امید با وارد کردن شوکی بر پیکره اصولگرایان تندرو، آنانرا به کما برده و در اتاق آی سی یو خوابانده بود حال با اندک هوشیاری برگشته درروزهای اخیر، به هزیان گویی پناه برده است گویی با چنین حرف ها و سخنان سرگردان،عقده های باقیمانده خود از اصلاحات را اینچنین تخلیه می کنند. طوری که بلندگوی همیشگیشان یعنی جناب آقای حسین شریعتمداری، کسی که اسمشان همیشه به "نیکی" وردزبان هاست پس از گذشت حدود دو هفته از شوک این نتیجه انتخاب مردم٬ بیرون نیامده ودر حالت خواب و بیداری با تحلیل ها و تفسیرهای ناپلئونی خود که به شهره عام و خاصجهان رسیده است و در این روزهای اخیر تناقض گوییهایشان مثل "سلسله جبال هیمالیا" سر از آسمان در آورده است. تاچند روزپیش از انتخابات همه سرمقالاتشان در کیهان علیه دکتر روحانی بود و ایشان را نامزدمحبوب اصلاح طلبان و فتنه گران 88 می شناخت و معرفی می کرد، بعد از انتخابات تحلیلو تفسیرها به کلی رنگ عوض کرد و به یکباره ایشان را یک اصولگرای با سابقه ای معرفیمی کند که پیروزی ایشان تودهنی بزرگی بر دهان اصلاحطلبان است و اصولگرایان تمایلبیشتری به وی داشتند تا دیگر نامزدها. و دیگر اینکه شریعتمداری همانند جعفر شجونیو دیگر افراد داخل جبهه پایداری حمایت های آقایان هاشمی و خاتمی در پیروزی ایشانرا انکار کرده و مدعی اند که مردم بخاطر حمایت های این بزرگان از دکتر روحانی حدود10 میلیون ریزش آرا داشته است و مردم ایران بخاطر روحانی و طلبه بودن دکتر روحانیبه وی رای داده اند و... . عجب...!!!

روحانیدر تمامی سفرهای تبلیغات انتخاباتی استانی پیوسته بر ادامه راه دولت های هاشمی وخاتمی در دولت خود تاکید می کردند، بعد از انتخاب به عالی ترین مقام اجرایی کشور،شیخ تدبیر در دیدارهای رسمی با سران و نشست مطبوعاتی خود بارها به قدردانی از حمایتهای بزرگان پرداخته تا اولتیماتومی برای فتنه انگیزان و اختلاف افکنان باشد که شیخپای عهدی که با مردم بسته است وفادار می ماند. هفته نامه 9 دی نشریه افراط گرایاندر تاریخ اول تیر، تکه های خاصی از نشست خبری شیخ دیپلمات را با سبک ژورنالیستیکیهان،  سعی در بی توجه نشان دادن این شیخنسبت به محمد خاتمی کند و با اشاره به سوال خبرنگاری که راجع به جایگاه اصلاحطلبان در کابینه سوال کرد، با هیجان رسانه ای می نویسد: روحانی با پاسخ به اینخبرنگار آب پاکی را روی دست های اصلاح طلبان ریخت چرا که ایشان خود را رئیس جمهورهمه مردم ایران معرفی کرد نه اصلاح طلبان!

انعکاساین نشست به این سبک حاکی از خودرایی در اداره و امور کشورداری اصولگرایان دارد کهنسبت به مطالبات غیر اصولگرایان بی تفاوت است تنها محتوای اندیشه تندرو ها در اینجمله تمام شده است: ((کسانی که با ما نیستند دشمن ما هستند.)) خود را  مثل روحانی رئیس جمهور کل مردم دانستن نشان ازدموکراتیک بودن دولت شیخ تدبیر و امید دارد که حتی مطالبات اقلیت هم برایش اهمیتدارد. اکثریت حق دیکتاتوری بر اقلیت را ندارند و اقلیت هم حق دیکتاتوری بر اکثریترا ندارند و به چند صدایی بودن اعتقاد دارد نه اینکه مثل اصولگرایان بخواهد درکشور اتوبان یک طرفه درست کند.

شریعتمداری از یک هفته پیش مثل همیشه تغییر موضعمی دهد و ناگهان یادش می افتد روحانی اصولگرا و عضو جامعه روحانیت مبارز است! پس پیروزی وی هیچربطی به اصلاح طلبان ندارد چون اصولگراست... درحالی که روحانی ۱۰ سال است که از جامعه روحانیت جدا شده است. آقای شریعتمداری!٬ کدامیک از شعارهای انتخاباتی دکتر روحانی با گروه خونیجبهه پایداری که همیشه هم از جانب اصولگرایان و هم از جانب اصلاح طلبان به تندرویو افراط و احساس متهم هستند، مطابقت دارد؟! به نقد کشاندن فضای امنیتی حاکم درکشور یا اعتراض به خودسری های لباس شخصی ها!، نوید آزادی بیان و مطبوعات، بازگشاییانجمن صنفی روزنامه نگاران، جامعه مدنی، تعامل سازنده با جهان، حقوق شهروندی واحترام به حریم خصوصی که در دور سوم مناظرات تلوزیونی به شدت محور سخنانشان بود.رابطه منطقی و ریاضی بین همین شعارهای انتخاباتی که دغدغه اصلی دکتر روحانی بود بااصولگرایان تندرو چیست؟!  آیا شما هم غصهتعامل سازنده با جهان، جامعه مدنی و احترام به حریم خصوصی دارید؟!

آیتالله مصباح یزدی، رهبر معنوی جبهه پایداری نیز همانند افراد حزبش پیروزی را پیروزیاسلام و مشتی بر دهان آمریکا می داند اما برخلاف بقیه علمای حوزه علمیه قم حتیپس از نزدیک به سه هفته هیچ پیامی به دکتر روحانی نفرستاده است. در مصاحبه انجامشده هفته نامه 9 دی شماره 104، وابسته به جبهه پایداری به مدیریت حمید رسایی سوالیاز آیت الله، مبنی بر این که کسی رای آورد که او را اصلح نمی دانیم، وظیفه ماچیست؟ گفت: از نظر فقهی علاج مرض برای دفع ضرر٬ باید اقدامات درمانی در جهتبهبودی کامل آن انجام دهیم و احتمال عدم تاثیر اقدامات درمانی مجوزی برای ترکمداوا نیست. آیت الله در ادامه اضافه می کند: اگر به وظیفه خود عمل نکردیم و روزقیامت از ما به خاطر عمل نکردن به وظایف سوال شد، جواب نخواهیم داشت. آیت الله باتاکید بر اینکه راحت طلبان نسبت افراطی گری به ما می دهند اما این نسبت ها از مارفع تکلیف نمی کند اظهار می کند: هر موردی که با اراده و اختیار ما سروکار داشتهباشد، جای تکلیف هم هست، مثل شرکت در جنگ ولو که برخی جنگ ها به شکست انجامید.ایشان در ادامه اضافه می کند: به میدان رفتن و شمشیر زدن تا پای جان در اختیارماست، اما اینکه بعد چه خواهد شد تابع اراده ما نیست. وی تاکید دارد که در فصلانتخابات آتی باید با همان انگیزه و جدیت شرکت و کار کنیم.

بهتراست آقایان شریعتمداری و همه جبهه پایداری شکست نامزد انتخاباتی خود را در جایی جزتفکرات خودشان جستجو نکنند، همین که نیم نگاهی به نوع گفته ها و رفتارهای خود بدوراز هرگونه تعلقات بیاندازند نیمی از مشکلات حل شده است و به پاسخ دست یافته اند. یارانباوفا، دیرینه و دیروز، امروز و فردای مقام معظم رهبری در مواجهه با واقعیات امروزکشور و جهان در راستای اندیشه های اسلامی دستخوش تغییرات فکری بنیادین شده اند واز دگم، تعصب و جمود فکری به انعطاف، تلطیف و تسامح و تساهل رسیده اند. رهبرفرزانه انقلاب همواره در سخنرانی های حساس خود رهنمودهای راهگشا برای نخبگان سیاسیو اجتماعی را نشان می دادند و می دهند ولی کاتولیک تر از پاپ ها همچنان خودبینانهبا گام های خود پا در ناکجا آباد می گذارند. بقول حضرت امیر (ع) که فرمودند کسی کهدیروز او با امروزش یکی باشد قافیه زندگی را باخته است، اندکی واقع بینی می خواهدتا اصولگرایان افراطی را از گرداب روزمرگی بیرون آورد.

واقعیاترا در روز روشن وارونه جلوه دادن،آرای دکتر حسن روحانی را در روزنامه کیهان به نفعاصولگرایان مصادره کردن، نسبت دادن افراد شاخص نظام به سازمان های جاسوسی آمریکا،انگلیس و اسرائیل، خود مصداق عینی از بداخلاقی سیاسی و رسانه ای است که در تضادکامل با اخلاق اسلامی و شیعی قرار دارد و هیچ سنخیتی با اسلام نابی که مدعی آن هستندندارد از سویی خود را دایه مهربان تر از مادر برای انقلاب جلوه می دهند در حالی کهنادانسته بزرگترین لطمات وارده به نظام از جانب این طیف است و از سوی دیگر با تمامتوان به دلسوزان و خدمتگزاران نظام و انقلاب هرچه بی رحم تر می تازند. سوال از تمامی اعضای این جبهه این است آیا همه شما را در یک کفه ترازو و در کفه دیگر آیت الله هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی را جداگانه قرار دهند باز مثقالی مقابل این بزرگان و خدمتگذاران واقعی کشور و انقلاب به چشم نمی آیید و نخواهید آمد پس درافتادن و بلوا کردن این جبهه هدفی جز برای رسیدن به کسب قدرت و کشاندن کشور به سمت جنگ و تنش با جهان نیست. فردا بهخاطر سرمقاله های تخیلی و بدور از واقعیت آمیخته به تهمت، افترا و فریب اذهانعمومی٬ شما  بازخواست خواهید شد، آن موقع دردادگاه عدل الهی نوبت  محاکمه کیهانیانسوار بر اریکه قدرت است.

بلاخرهدرد شکست بسیاری را به فرافکنی کشانده است. به احتمال زیاد این درد مدت دار باشد وتحلیل های رنگارنگ و ضدونقیض اصولگرایان تندرو همانند طنزهای 90 قسمتی ادامه دار.چه بسا اگر گفتمان متعادل و میانه روی را از طیف های دیگر اصولگرایی مثل آقایاندکتر قالیباف و ولایتی اقتباس می کردند با اینکه باز بازنده انتخابات بودند ولیحداقل افکار عمومی تاحدودی نسبت به آنانمثبت می شد، و ذهنیت باباقور قور از خاطرشان رفته رفته رنگ می باخت و اندکی برایشانچهره رضایت نشان می دادند.

اینطیف از اصولگرایان نیز خوب می دانند که تفکر اصلاح طلبی در عین شجاعت و درایت باکسی سرستیز ندارد و از در صلح وارد می شود، حتی در مواجهه با دشمنان شماره یک،همانند همین دشمنان خودی که شمشیر خود را از رو بسته اند. چرا که گفتمان و مانیفستاصلاحات گفتگو، منطق، واقع بینی و اعتدال را مناسب می داند و در مقابل تشنج آفرینیو موج سواری تندورها کاملا آگاه است تا در دام گسترده شده آنان نیافتد و پرچم زندهباد مخالف من را همیشه بالای سر خود نگه داشته است و خواهد داشت.

اکنونبهتر است شکست را به خود بقبولانند، فیلم نامه نویسی ها را تمام، کدورت های کهنهرا از دل بیرون کنند شاید التیامی بر درد بوجود آمده از ((نه)) بزرگ ملت بهاصولگرایی و شکست تندروهای اسلامی باشد.

 چشم ها را باید شست جور دیگری باید دید، اکنوندست در دست هم دهیم به مهر کشور خود را کنیم آباد...

برچسب: نویسنده: imi تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1392 ساعت: 0:47

صفحه بندی