نامه ای به رسول بداقی
عزیز قاسم زاده (عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان استان گیلان)
دوشنبه 1 مهر 1392
رسول جان کلامت چنان پر صلابت و استوار است که مقاومت و پایداری هم شرمنده تو شده است گویی از آسمان آمدهای!
زیرا اگر اندک تمنیات زمینی حاشیه وجود تو را گرفته بود ،
چنین به غرش و خروش بر نمیآمدیتاریخ مردانگی،مقاومت،ایثار،صبوری و مظلومیتت را
با بانگ بلندی که میاَفراشتی/
هیچگاه از یاد نمیبرد اما گمانِ من چنین است
که زین پس همه باید ماندِلایی مسائلمان را حل کنیم!
این روزها خبرهای خوش زیاد شنیدیم عزیزان زیادی آزاد شدند/
اما نمیدانم چرا قفل زندانِ تو حتی دمی گشوده نمیشود گویی زندان بانانِ تو فرسخها از تو دور افتادهاند /
امیدوارم تدبیری واقعی در ارکان قدرت چنان شکل پذیرد که
همه با یکدیگر مهربانانه به گفتگو بنشینیم /
و این است معنیِ واقعی نرمش قهرمانانه که من آن را تدبیری ماندلایی مینامم /
گفتگوی مسالمت آمیز میان حکومت و کنشگرانِ سیاسی مدنی آیینی اساسی در طول زمان نبود اما گویی موسم آن رسیده است دوست رنجدیده و مهربانِ من /
چه زیباست که تو با درد عظیمی که بر تو رفته است به این گفتمان لبیک گویی/
دوستت دارم نازنین...
برچسب:
نویسنده: imi
تاريخ: چهارشنبه
1 آبان
1392 ساعت: 0:45