خرید بک لینک

یکی از دانشجویان عزیزم نوشته که روز پدر است و من تازه پدر شده ام ، شما که سالهاست این راه را رفته اید یک نصیحت برایم بنویسید تا من آن را بعد ها برای فرزندم بگویم؟

نصیحت؟ عجبا ! از کسی که خود نیازمند شنیدن است پند می خواهی ؟

دوست جوان من ،مرا دست انداخته ای یا خودت را باور نداری؟

یعنی هنوز نمیدانی که پدرها وقتی پیر می شوند کمتر دیده می شوند؟

نصیحت کردن که شوخی است .فرزندان همیشه دانا تر از پدران هستند .جوانی می آید تا کهنگی را بدرقه کند.دانش در هر لحظه از لحظه قبل گامی تازه تر بر می دارد .عزت قبلی ها به دانش و دانایی شان نیست،درس تجربه است که جایگاه شان را رفیع می کند و پدر مهرش در گذر زمان و سپیدی موی غیر آسیابی است.

علقه های عاطفی مادر با فرزندان در بسیاری موارد تا دوران پیری "مامان" را همراهی می کند، اما پدران به خاطر وابستگی عاطفی کمتر، و داشتن ژن مردی در پیشانی ، در دوران سالخوردگی، تنهایی نصیب شان می شود و به کنج خانه خود می خزند و یا خانه سالمندان ...

روز پدر فقط برای کامل کردن تقویم هاست، روزی در برابر روز مادر و بهانه ای برای خرید شورت و جوراب و یک تلفن وجوک ساختن وخندیدن...

دوست من اگر تو خیلی با معرفت هستی ،قبل از آنکه به فرزندت نکته ای بیاموزی،به پدرت بیاندیش.

شاید باور نکنی ،سالها قبل وقتی جوان بودم و اولین اختلاف فکریم با پدر آغاز شد ،برایم شعری بلند نوشت و فرستاد که شاه بیت آن چنین بود(قبل از آن گردی پدر ،قدرش بدان) ومن تا امروز که پیری را آغاز کرده ام هنوز قدردان نبوده ام !

نمی دانم پدرت زنده است یا در تنهایی هایش رفته است؟ البته خیلی هم مهم نیست ،مهم اینه که خودت یاد بگیری در روز پدر، ودر همه روزهای زندگی ات، مرور پدرانگی کنی ! می فهمی ؟ پدرانگی ،مثل زنانگی و...

بچه ها بزرگ می شوند و هیچگاه باور ندارند که پدر و مادرشون ،همیشه و در هرلحظه به آنها فکرکرده اند.

نسل ها می آیند و می روند و حرف های تکراری می زنند.هیچ کودکی،جوانی را و هیچ جوانی ،پیری را باور ندارد ، این راه باید توسط هر آدمی ، به تنهایی طی شود . این قاعده بازی است اما استثناء هم می پذیرد....

من سالها قبل وقتی هنوز دخترکانم در کنارم بودند و گاهی شیطنت های کودکی ونوجوانی می کردند به آنها آموختم که من هر لحظه در کنارشان هستم و حالا مهم نیست که سالهاست در شکل فیزیکی همراه آنها نیستم ، مهم این است که آنها در ذهن دلشان همیشه حس کنند که من در هر لحظه و هرکار ی که انجام می دهند، در کنارشان هستم و کمک می کنم و دوستشان دارم. حتی اگر در این جهان هستی هم نباشم.

دوست من به فرزندت در کودکی بیاموز که خدا همیشه با اوست ، هر چیزی را که درست می پنداری در کودکی به او بیاموز تا در ذهن دلش نهادینه شود ، مادرم به من آموخت که در پایان هر وعده غذا شاکر خدایی باشم که نگذاشته گرسنه بمانم ، و چنین بود که آموختم و امروز بیش از پنجاه سال است که در شرق و غرب جهان که باشم، برسفره خود تا غریب و آشنا می گویم (خدایا، ما کم اش کردیم، تو زیادش کن ) و بعضی ها می خندند و من نمی رنجم و بچه هایم اگر به زبان نیاورند ،در دل حتما تکرار می کنند.

در کودکی به او بیاموز که همیشه دستانش در دستان توست.از خطاهای کوچکش با مهربانی بگذر، اما از اولین دروغ اش هرگز نگذر، دروغ کوچک و بزرگ ندارد، تخم مرغ دزد،شتر دزد می شود.

به فرزندت بیاموزکه تو در هر لحظه از زندگی با او همراه و همگام هستی، او باید بداند که همیشه یک پشتیبان دارد ،کسی که حتی خطاهایش را فراموش می کند، اگر حس کند که همیشه در کنارش هستی و تو او را می بینی ،آنوقت خودش کاری نمی کند که تو از دیدن آن کار ناراحت شوی ،او بهتر از هر کسی ،حتی خود تو می فهمد که از کدام کارهایش خوشحال یا ناراحت می شوی و کی لبخند می زنی و کی روی ترش می کنی ،هیچکس بهتر از فرزندت نمی داند که کدام کار و رفتار و کلمات اش درست است یا غلط ؟

تلاش بیهوده نکن، هر انسانی یک ظرفیت خاص دارد، هرگز تنبیه و تشویق بیهوده نکن.تنبیه نباید برجان دل کودک تو باقی بماند .

بگذار فرزندت کودکی کند،نوجوانی کند ، جوانی کند ودر یک کلام زندگی کند.

نخواه که او با تو همراه باشد ،تو با او همراه باش.

نخواه که حتما مثل تو باشد، آدم ها کارخانه تولید محصولات یک شکل و یک رنگ با بسته بندی یکنواخت نیستند.

اصلا لطف زندگی به رنگارنگی آن است، رنگین کمان اندیشه را دوست داشته باش.

قبل از این که او را نصیحت کنی ، خودت نصیحت پذیر باش،

نقد را به او یاد بده، نقد کردن و نقد پذیر بودن یک سرزمین را سبز می کند، شجاعت و جسارت را به او یاد بده .

فقط تلاش کن تا او باور کند که در خیالش همیشه تورا با خودش داشته باشد .به او ساده بگو من همیشه با توهستم . هر لحظه ...

روز پدر برتو پدر جوان و پدر پیرم و همه پدر هایی که هستند و می شناسم ویا نمی شناسم مبارک باد...

این یادداشت برای من فرصتی فراهم کرد تا به روح دوستانم که پدر های خوبی بودند،فکر کنم . به عزیزانی که نیستند اما اطمینان دارم همچنان از دور مواظب بچه هایشان که زنان و مردان بزرگسال شده اند هستند....

دوست من،سالهاست که من برای چکاوکم ،چکامه وجودم رامی خوانم : من همیشه با آن ها هستم ،هر لحظه...

ناصر بزرگمهر/nbozorgmehr@yahoo.com

برچسب: نویسنده: imi تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 0:01

صفحه بندی