خرید بک لینک

سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده روشنایی

درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی

نمیبینم از همدمان هیچ بر جای دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا فروشند مفتاح مشکل گشایی

عروس جهان گر چه در حد حسن است ز حد میبرد شیوه بیوفایی

دل خسته من گرش همتی هست نخواهد ز سنگین دلان مومیایی

می صوفی افکن کجا میفروشند که در تابم از دست زهد ریایی

رفیقان چنان عهد صحبت شکستند که گویی نبودهست خود آشنایی

مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع بسی پادشایی کنم در گدایی

بیاموزمت کیمیای سعادت ز هم صحبت بد جدایی جدایی

مکن حافظ از جور دوران شکایت چه دانی تو ای بنده کار خدایی

آقای آذربخش هم به وب لاگ آمد و چنین نگاشت:

سلام خدمت همه دوستان همکلاسی

باید گفت احمد کارخانه مرد ریزنقش و پرتلاش برای هماهنگی نشست بود سایر دوستان دیگر هم همکاری کردند. از زحمت این بزرگواران تشکر می کنم و خوشحالم که پس از سه سال از راه اندازی وبلاگ همدلی و صمیمیت دوستان را بسیار بیشتر از روزهای دانشگاه می بینم.

از کسانی که به جلسه تشریف اوردند (کارخانه، ذاکری، قدیری، سپهر، ترقی، جابری، رشیدی و حیدری) متشکرم. از همکلاسیهایی که قول دادند بیایند ولی نیامدند (پوریان، زعفرانیه و وطنی) هم متشکرم.

از همه دوستانی که امکان حضورشان نبود ولی دوست داشتند حضور داشته باشند باز هم متشکرم. این جلسه برای من که بعد از سال 1380 اولین باری بود که به دانشکده رفتم (چون حراست دانشکده نگذاشت داخل محوطه شویم ولی من به بهانه تشنگی وارد دانشکده شدم) خاطره انگیز بود. تقریبا اکثر دوستان را به جز دوسه نفر ازسال 1380 تا الان ندیده بودم. ما که مسیرمان کمی طولانی تر بود انتظار داشتیم دوستانی که حداقل ساکن تهران و کرج هستند حضور داشته باشند.البته حتما عذر داشتند اما قاعدتا حضورشان از حضور خواهران مشکل تر نبود.

به هر حال خوشحالم که حداکثر دوستان اشتیاق به آمدن داشتند. از سرکار خانم صاحب در آن سوی مرزها یا سر کار خانم فلاح از مشهد مقدس تا محسن وطنی عزیز که جوش و خروش آمدنش، اتومبیلش را جوش آورده بود.

با پیشنهاد آقا رضای سلیمان نوری هم موافقم که نمایشگاه مطبوعات را نشانه رفته است. انشاءالله در دیدار بعدی بتوانیم حداقل دو برابر دوستان حاضر در این نشست را زیارت کنیم. در ضمن هدر وبلاگ را در حد آماتور تغییر دادم اگر نظر خاصی بود بفرمایید.

آقای شایان فر هم به وب لاگ آمد که متن کامل نوشته او در زیر آمده است:

سلام به همکلاسی های نازنین!
من یک عذر خواهی به دوستان بدهکارم به خاطر اینکه نتوانستم به دیدار شان بیایم. باور کنید خیلی دوست داشتم اما متاسفانه کار برنامه ریزی نشده ای پیش آمد که مرا شرمنده دوستان کرد.
امیدوارم در برنامه های بعدی حضور داشته باشم و همکلاسی های نازنین را بعد از سال ها دوری زیارت کنم.
در پناه حق


آقای تاسا هم مطلب را ارسال کرد که در زیر آمده است:

سلام ودرود خدمت همکلاسیهای خوبم.من هم مثل سایر دوستان از اینکه به علت مشکل جسمانی که برام پیش آمده ،توان رانندگی زیاد را نداشتم و نتوانستم در جمع شما شرکت داشته باشم متاسفم.دیدار مجدد همکلاسیها آرزویم می باشد.با پیشنهاد آقای سلیمان نوری موافقم ولی اگه دوستان شهر ما را واسه دیدار انتخاب می کردن خوشحال می شدم.(بهترین آب و هوا و بازارچه های مرزی با وسایل خانگی ارزان قیمت داریم)

برچسب: نویسنده: imi تاريخ: دوشنبه 29 مهر 1392 ساعت: 23:58

صفحه بندی