روزنامه-رسانه-خبر اس ام اس
سینما،هنری زیبا و جوان است که با برخورداری از گستره نمایشی وسیع و قابلیت های شگرف درتبدیل خیال به واقعیت، می توانست –و می تواند- وسیله ای برای به زیستی انسان معاصرباشد. با این حال و با گذشت 115 سال از اختراع سینما، این هنر-صنعت نه تنها درمسیر اخلاق و صلح و انسان دوستی، کارآیی درخوری نداشته که غالبا به مثابه جاده صافکن تبه کارها و جهان خواران به کار رفته است.
مشکلآنجاست که نمی توان تاریخ سینما را بدون در نظر گرفتن متولیان آن مطالعه و تحلیلکرد. شوربختی هنر هفتم از آنجا بوده که بانیان گسترش و ترویج آن، همه زرسالار واستعمارگر بودند. سینما به دست برادران لومیر در فرانسه متولد شد، اما جادوی ایناختراع خیلی سریع توجه سرمایه دارهای یهود مقیم آمریکا را به خود جلب کرد. این بودکه نهال سینما به سرزمین گاوچران ها تبعید شد و در آنجا نشو و نما یافت و شد آنچهامروز به نام «هالیوود» سرتاسر جهان را در بر گرفته است.
سینمانه در دامن اهل حکمت و خرد، بلکه در تیول همان کسانی بزرگ شد که قارهآمریکا را اشغال کردند و میلیون ها نفر از ساکنان بومی آنجا را به جرم سرخپوستبودن به خاک و خون کشیدند. سینما طی یک قرن در دست دزدان دریایی افتاد؛ همان ها کهبا استثمار و به بردگی گرفتن سیاه پوستان و غارت ثروت سرزمین های دیگر به زندگیخود ادامه دادند. همانان که فرزند نامشروعی را در جوار کشورهای اسلامی زاییده اندو 70 سال است با تفکراتی صهیونیستی کاری جز قتل عام مردم بی گناه و زنان و کودکاننمی کند. بانیان هالیوود کسانی هستند که امروز هم تنها با قاچاق انسان و تجارتاسلحه و جنگ و مکیدن خون انسان ها، زنده مانده اند.
چنین سینمایی، طبیعتا همرنگ مالکان و والدینش بار می آید. این است که سینمایآمریکا همواره شکل و شمایلی نژادپرستانه داشته و علیه انسان های دیگر با ملیت ها ومذاهب مختلف نفرت پراکنی می کرده است. در فیلم های هالیوودی، مردم سایر ملت ها ونژادها، به ویژه مسلمانان، ایرانی ها، آسیایی ها و سیاه پوستان یا در مقامی پستقرار دارند یا در بهترین حالت، انسان درجه دو محسوب می شوند. مثل فیلم «به مغزشلیک کن» که در آن یک پلیس کره ای آن قدر بی عرضه نمایش داده می شود که یک خلافکارآمریکایی او را نجات می دهد و به سر منزل مقصود می رساند! در همین فیلم، سردستهباندهای مافیایی همه سیاه پوست هستند!
پررنگترین نگاه نژادپرستانه را در فیلم های آخرالزمانی می توان دید. یعنی همانفیلم هایی که روایتی درباره پایان تاریخ یا آغاز یک تاریخ جدید در آینده ای دور یانزدیک را ترسیم می کنند. در این گونه فیلم ها، حوادث سهمگین و نابودکننده نظیر انفجارهایهستهای، هجوم موجودات فضایی و هیولاها، سیلهای بنیانکن، زمین لرزههای خانمان برانداز،کشمکشهای بیولوژیک و تکنولوژیک و ... حیات را در کره زمین تهدید می کنند. امانکته عجیب این است که در فیلم های آخرالزمانی معمولا عامل تهدید جهان، غیرآمریکایی هستند و منجی دنیا، یک آمریکایی است.
در سال 2013 نیز موج گسترده ای از این نوع فیلم ها تولید شده است. ازجمله این فیلمها می توان به «جنگ جهانی z»، «مردی از فولاد» ، «سفرهای ستارهای: به سوی تاریکی»،سری جدید «سوپر من»، «فراموشی» و ... اشاره کرد. حتی در فیلم «جنگ جهانیz» هیولاهای مهاجم، شبیه بهمسلمانان نشان داده می شوند!
البته همان طور که بیان شد، نگرش نژادپرستانه سینمای غرب از همان نخستین سالهای آغاز به کار سینما رایج بود. مثل فیلم "تولد يک ملت"ساخته پدر سینمای داستانگوی جهان «دیوید وارک گریفیث» که در آن سیاه پوستان موجوداتیپلید هستند و حتی قتل عام آن ها، امر مقدسی جلوه پیدا می کند!
همچناناست، نگاه ضداسلامی سینمای آمریکا که باز هم به همان اولین فیلم های تاریخ سینمابر می گردد. مثل فیلم "رقص هفت زن محجبه" که توسط ادیسون در سال 1897 ساختهشد و یا فیلم "عرب مسخره" به کارگردانی «ژرژ ملي يس» نگاهی را ارائهدادند که پس از واقعه 11 سپتامبر سال 2001 به یکی از محورهای اصلی هالیوود تبدیلشد. اقدامی که از سوی برژینسکی، استراتژیست آمریکایی با تبلیغات ضدیهودی نازی هاقابل مقایسه است. او در بخشی از مقاله ای که در سال 2007 در روزنامه واشنگتن پست منتشر کرد نوشت :
"برنامههايي که در آن تروريست ها با چهره هاي «ريش دار» به عنوان کانون افراد شرور نمايش دادهمي شوند، اثرات عمومي آن تقويت احساس خطر ناشناخته اما مخفي است که ميگويد به نحورو به افزايشي زندگي آمريکاييها را تهديد مي کند. صنعت فيلم سازي نيز در اين خصوصاقدام کرده است.در سريالهاي تلويزيوني و فيلم ها، شخصيت هاي اهريمني با قيافه و چهرههاي عربي(اسلامي) که گاهي با وضعيت ظاهري مذهبي، برجسته مي گردند، نشان داده مي شوندکه از اضطراب و نگراني افکار عمومي بهره برداري کرده و ترس از اسلام را بر ميانگيزد.کليشهصورت هاي اعراب(مسلمان ها) به ويژه در کاريکاتورهاي روزنامه ها، به نحو غم انگيزي يادآورتبليغات ضد يهودي نازي هاست. اخيراً حتي برخي سازمانها و تشکل هاي دانشجويي دانشگاهها درگير چنين تبليغي شده اند که ظاهراً نسبت به خطرات ارتباط ميان برانگيختن نژادپرستيو انزجار مذهبي و برانگيختن جنايات بي سابقه هولوکاست بي خبرند."
شاید به همین دلائل است که «ریک سانتوروم» مدیرعاملیکی از استودیوهای فیلمسازی مستقل آمریکا، هفته گذشته در مصاحبه با رسانه ها،هالیوود را «تفرجگاه شیطان» دانست.
برچسب:
نویسنده: imi