خرید بک لینک

مدیران و نمایندگان نالایق لرستانی با عدالت «عداوت» دارند

"عکس امامxad(ره)" را نزنید و "عکس" آن عمل کنید

جوادآقابزرگ

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، فصل نوینی از تاریخ را در برابر همگان روشن کرد. و آرزوی تمامی انبیا و اوصیا و ابرار را به واقعیتی بی بدیل مبدل ساخت. تا تلاش تمامی مجاهدان و پایمردان تاریخ به بار نشیند. و اینک نیز مجالی فراهم آمده است. تا در سایه سار نظام اسلامی و در پناه گفتمان هژمونی شده جامعه که همانا «عدالت محوری» و «مهرورزی» است. پای در عرصه خدمت به مردم نهاده و با تلاشی مضاعف، می کوشد تا کاری مضاعف را در کتاب پر افتخار این مرز و بوم به خوبی ثبت کند.

در چند وقت اخیر و پس از غلبه گفتمان عدالت و پیشرفت بر دیگر گفتمان های موجود در جامعه، رؤیا و آرزوی دیرینه مردم ایران اسلامی به واقعیت مبدل شده و قطار پیشرفت، حرکتی شتابان گرفته است. و موجبات شکوفائی استعدادها را فراهم آورده، تا بدین طریق بتواند آینده ای روشن تر و به دور از تبعیض را برای یکایک آحاد جامعه اسلامی محقق نماید.

اما در این مسیر خدمتگزاری، آنچه توجه ویژه ای را می طلبد سنگینی وظیفه ای است که بر دوش کارگزاران و صاحبان مناسب نهاده شده است، امری که چشم پوشی و تعلل ورزیدن درباره آن، خدای ناکرده صدمات و لطمات فراوانی را به نظام اسلامیمان وارد می سازد. چرا که چشم امید تمام مظلومان و مستضعفان جهان به این نظام دوخته شده است. و در صورتی که در راه تعالی ایران اسلامی کوتاهی شود عملی مشابه اعمال مخالفین و معاندین نظام صورت می گیرد.

همگان به خوبی واقفند که مردم لرستان بهترین فرزندان خود را در راه حفظ آرمان ها و ارزش های انقلاب تقدیم جاودانگی اسلام ناب محمدی(ص) کردند. اما با تمام خدمات بزرگی که انقلاب به ایرانیان عرضه نموده است. متأسفانه آنگونه که شایسته لرستانیان بوده عمل نشده است! و کار بجائی کشیده شده که لرستانی های غیور در تنگنای زندگی خویش کور سوی امیدشان برای پیشرفت و تعالی در حال مبدل شدن به آرزوست. و با انتخاب دولت عدالت محور کنونی، تجلی اراده پیشرفت و عدالت را در قاموس کاری این دولت به نظاره نشسته اند و بار دیگر چشم انتظار عبور قطار پرسرعت پیشرفت از دیارشان به خدمات صورت گرفته به مدیران منتخب احمدی نژاد در دیار محروم لرستان دوخته شده است. انتظاری که به دلیل برخی سوء مدیریت ها به درازا کشیده شده و منتظرین را دچار تضاد و پارادوکس کرده است. چرا که از این نظام اسلامی و دولت پرکار که خدمات بزرگی را در جای جای میهن اسلامی مان به منصه ظهور کشانده است و تمام هم و غمش توسعه و آبادانی لرستان است انتظار محرومیت برای لرستان نمی رود! پس از این مقدمه، بدیهی به نظر می رسد آسیب شناسی دقیق علل عدم پیشرفت لرستان نیازی ضروریست که نتایج حاصله از آن می تواند پیشرفت همه جانبه را رقم بزند.

بر آگاهان امر پوشیده نیست که داشتن برنامه ها و طرح های بزرگ امری نیکو و پسندیده است. اما توجه به این نکته ضرورتی بیشتر دارد که همواره از حرف و گفتار کاری ساخته نیست! و اگر این گفتارها، عملی را بدنبال نداشته باشند دردی از مردم دوا نخواهد شد؛ چرا که بنا به فرموده رهبرمعظم انقلاب اصل مسلم این است که «هر گفتاری باید به عمل انجامیده شود و منتج به نتیجه گردد».

نکته قابل تأمل این است که علی رغم شعارها و وعده های مجموعه حاکم بر این استان؛ متأسفانه آنچه نایافتنی تر بود جامه عمل پوشاندن به این شعارهای جذاب و دل ربا است. که بیش از پیش لرستان را در محاق مظلومیت فرو برده و می رود تا شیرینی کام استان را از ثمرات بسیار زیاد دولت تلخ سازد.

اگرچه پرداختن به این مسائل ممکن است عده ای از مسئولین را متوهم کند و آنان را دچار توهم توطئه علیه مدیریت موفقشان (!!!) سازد. و دیگربار سعی خواهند کرد تا به هر طریق ممکن بر کوتاهی ها و مشکلاتی که توسط آنان آفریده شده حاله بکشند؛ اما دیگر نمی توان با هزار و یک دلیل و به بهانه های مختلف، واکاوی علل عدم پیشرفت را به زمان دیگری موکول کرد و با حساس گذاشتن شرایط روی کوتاهی ها سرپوش گذاشت.

برخی مدیران با طرح پیشرفت های روز افزون دولت در بخش های مختلف محملی ساخته اند برای توجیه ناکارآمدی های خویش! اکنون نیز چشم بر حقایق و وقایع جامعه بسته اند و غافلند از اینکه مردم چشم را بر واقعیت های ملموس نخواهند بست و این عمل آن ها به معنای هلاکت خود به دست خویشتن و خدای ناکرده ناامید ساختن همگان نسبت به انقلاب و دولت را بهمراه خواهد داشت.

دیدن فقر مردمان هر سرزمینی، حال خوشی برای کسی باقی نمی گذارد و لذا نگریستن بر چهره های معصوم کودکانی که فقر را فریاد می زنند؛ دل هر انسان دردمندی را به درد خواهد آورد. متأسفانه استفاده ابزاری از احمدی نژاد به فعالیت روزمره و بی توقف برخی به اصطلاح صاحبان گفتمان تبدیل شده است. افرادی که در جریان انتخابات بنا به آنگونه که ما شاهدش بودیم یا گامی برنداشتند و یا ساعت23شب سروکله شان برای اعلام حضوری پیدا می شد. و جالب تر اینکه الان خود را صاحبان گفتمان دولت عدالت محوری میدانند که برای تحقق اش خون جگرها خورده ایم... همین افراد سیاست را به عرصه ای برای استفاده ابزاری از آن در جهت نیل به هدف تامه شان که همانا قدرت طلبی است؛ مبدل ساخته اند و مع الأسف منافع جامعه را بر مطامع شخصیشان بی ارزش می نماید.

در بسیاری از کوچه پس کوچه های شهرهای مختلف لرستان می توان فقر و محرومیت را از رنگ باختگی دیوار خانه های توسری خورده خواند؛ فقری که با زندگی بسیاری از مردمانش عجین گشته و سینه هاشان را مالامال دردهایی ساخته است که هر شب را با امید رسیدن به آرزوهایشان به صبح می رسانند.

بر کسی پوشیده نیست که عده ای از مدیران لرستانی که پنبه در گوش خود فرو برده و چشم بر حقایق بسته اند تا فریاد مظلومیت مردم را نشنوند، با تصرف برخی مناسب، مصونیت هایی خاص را برای خود ایجاد کرده اند و از این رهگذر بعضاً با برخی پارتی بازی ها، حق کشی ها، تبعیض ها، رانت خواری و ویژه خواهی ها به راحتی و به لطایف الحیلی تمامی خدمات ارزنده صورت گرفته توسط مجموعه دولت خدمتگزار را پایمال اعمال هنجار شکنانه خود قرار داده اند و در این میان سعی می کنند با «لای پوشانی» خبری همه چیز را خوب جلوه دهند. و اگر انتقادی نیز صورت می گیرد آن را خط قرمز کشیده و «غرض ورزی» تعبیر نمایند چرا که خود با عدالت «عداوت» دارند. و هرگاه سخن از عدالت و عدالت محوری پیش می آید ساحل امن و آرامشان طوفانی می گردد.

سؤال مهمی که لازم است پرسیده شود این است که با وجود اینکه لرستان در دایره نظام قرار دارد! این لشکر بیکار که صبح تا شام را به امید بدست آوردن حداقل دستمزدی به سر می برند چرا بدست برخی مدیران بی کفایت ذبح میکنند؟! مگر دزدی و چپاولگری تنها درباره پول و مادیات مصداق می یابد؟ آیا چپاول و غارت زمان و فرصت، ناپسندیده تر از غارت مادیات نیست؟

باید توجه داشت که شعار «عدالت دادن» یک چیز است و عمل به آن چیز دیگری است و اگرچه دولت پیشرفت های روز افزونی در بخش های مختلف دارد اما نباید از آن محملی ساخت برای توجیه ناکارآمدی جاهلان کاهلی که «شهدا را به شرط منفعت»، «انقلاب را به شرط سهم خواهی» و «مردم را به شرط همراهی و سکوت» در برابر ناتوانی خودشان قبول دارند و نباید فراموش کرد که اقرار به پیشرفت های دولت را نمی توان دستاویزی قرار داد برای انکار سوء مدیریت ها و ضعف های مجموعه حاکم بر استان؛ چرا که این خود ظلمی عظیم است.

متأسفانه بسیاری از این قبیل مدیران به بهانه هرس کردن شاخ و برگ های درخت خدمت پای نالایق خود را روی لاله ها و شقایقها گذاشته اند. اما غفلت ورزیده اند که پرده عصمت دروغینشان دریده شده و کردارهای آنان که شخصأ برای ظاهر سازی و خودنمائی و ریاکاری بوده است نمایان گردیده است. و البته بحول و قوه الهی و با روی کار آمدن نیروهای مخلص و انقلابی برای پاسبانی از نظام اسلامی وجود نالایق شان را از بدنه ی پرعظمت دولت کریمه پاک خواهیم کرد.

برخی از این صاحبان مناسب که «عکس امام(ره)» را بالای میز صدارتشان زده اند اما «عکس» امام(ره) رفتار می کنند. و به ریش دیگران می خندند اما غافلند از اینکه ستون دین آنها نمازی است که سیدالشهدا(ع) خواند و در روز عاشورا به ازای هر کلمه آن یک تیرخورد! و الا ابن ملجم هم زیاد نماز می خواند اما قبله اش ولایت نبود بلکه قطام بود؛ در نماز ابی عبدالله (ع) خم ابروی یار در یاد آمد و در نماز ابن ملجم کرشمه دختر اغیار!

آیا اینان با خود اندیشیده اند که فروختن «عدالت» به «بی عدالتی»، «حق» به «ناحق»، «انصاف» به «بی انصافی»، «دریا» به «مرداب»، «عطش» به «آتش»، «آب» به «سراب»، «حقیقت» به «مصلحت»؛ همانا بیشترین ضربه را به نظام اسلامی و دولت اصولگرا و خدمتگزار وارد خواهد ساخته و نظامی را که با خون دادن ها و خون دل خوردن ها به دست آمده دچار چه مشکلاتی می سازند!؟

این مدیران که قایق عدالت را گم کرده و سوار بر کشتی تایتانیک شده اند و به همگان توصیه می کنند که بیائید تا همه با هم، همنام طولانی ترین سوره قرآن بوده و روی سرخود شاخ داشته باشیم؛ فراموش کرده اند که باید سلمان بود نه مسلمان! که اهل کوفه هم مسلمان بودند. همینان کسانی بودند اجازه دادند موریانه ها وصیت نامه شهدا را بخورند و بعد بگویند «میازار موری که دانه کش است». این مدیران نالایق که نسبت به قرآن «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» هستند؛ آیه « رحماء بینهم» مصداقی عملی در تفکرشان یافته و «اشداء علی الکفار» را خط قرمز کشیده و امام راحل (قدس سره) را تا جایی قبول دارند که فراهم حال فعلیشان باشد؟ و برای توجیه عملکردشان به هر دستاویزی متوسل می شوند تا اذهان را منحرف سازند اما کاش می شد این دلایل واهیشان را به یک کودک گرسنه بفهمانند تا با خیال سفره رنگین ثروتمندان، شب را سحر نکند.

نمی دانم عدم اجرای طرح ها و پروژه های دولت نشان از چه چیز دارد؟ نشان از لیاقت و درایت و کاردانی نمایندگان و مجموعه حاکم بر استان و یا عکس این برداشت؟

اگر این مجموعه کاری، برای پیشرفت لرستان اقدام عملی را انجام داده اند لطف کنند و بگویند. تا ماهم، همچون برخی اقدامات تحسین برانگیز برخی مدیران پرتلاش آن را در بوق و کرنا کنیم.

نمی دانم نمایندگان و مسئولین چرا تاکنون برخلاف شعارها و وعده هایشان نتوانسته اند ابتدائی ترین نیازهای محرومان جامعه که همانا مشکل خوراک و مسکن است را مرتفع سازند؟ چرا به مسکن مهر و بسیاری اقدامات مهرورزانه دولت بی مهری میکنند؟!

نمی دانم چرا هنوز بسیاری از لرستانی ها، شب سرگرسنه بر بالین می نهند و بسیاری نیز سقفی بالای سرخود ندارند در حالیکه خانه های چند طبقه برخی از همین مسئولین جلوی دیده ها را گرفته تا خانه های توسری خوره محرومین به چشم نیاید؟

نمی دانم چرا هنوز به حال خیل عظیم بیکاران لرستانی فکری نشده است؟

خیلی چیزها را نمی دانم، خیلی چیزها را نمی دانیم، خیلی چیزها را نمی خواهند بدانیم و اما این نالایقان بدانید اجازه نخواهیم داد روزی فرا برسد که دیگر دیر شده باشد! چون ما جانمان را برای نظام می دهیم و هیچگاه اجازه نخواهیم داد که انقلاب خمینی(ره) که در دستان رهبری عظیم الشأن است قربانی افراد شود. و به زودی تیشه بر ریشه ناکارآمدان خواهیم زد.

پرسش های زیادی در ذهنم وجود دارد که از حوصله مطلب خارج است و ای کاش بارانی بیاید و پرسش های، همچون غبار بر ذهنم را شستشو دهد. و در انتها می گوییم: «خداوندا به صاحبان مناسب چهره واقعی دنیا را نشان بده تا تمام هستی خود را یک جا به راه نیاورده و تمام ایمان خویش را به کابین نبندند.

برچسب: نویسنده: imi تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 0:14

صفحه بندی